
بسم الله الرحمن الرحيم
متن سخنراني بين الصلاتين حجت الاسلام والمسلمين دكتر ترابي زيد عزه
10 بهمن 1390 مؤسسه ياران سبز موعود عجل الله تعالي فرجه
اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه و النصر ولا تسؤني في نفسي ولا في أحد من أحبتي
ایّام پر سرور ربیع را محضر همهی دوستان تبریک عرض میکنم؛ إنشاءالله که به همهی شما و ما مبارک باشد و منشأ خیر و برکت و فصل جدیدی در زندگی ما و بهرهمندی از عمرمان باشد، در راستای خدمت به آرمانهای الهی چه به لحاظ فردی و چه به لحاظ جمعی إنشاءالله. و همچنین این پیروزی أخیر(اجلاس جوانان بيداري اسلامي) را به همهی شما تبریک عرض میکنم، این یک گام جدیدی بود در راستای تحقّق آرمانهای الهی و یک وعدهی الهی بود که شاید برای نخستین بار در طول 33 سال گذشته محقّق شد.
واقعاً سجدهی شکر به درگاه الهی میساییم. اینکه جوانان انقلابی کشورهای اسلامی را توانستیم برای اوّلین بار به این صورت، قریب به هزار و اندی نفر را دور هم جمع کنیم؛ از کشورهای مختلف، نژادهای مختلف، زبانهای مختلف و پیام انقلاب را به اینها برسانیم، این یک کار بسیار بزرگی است، این را کوچک نگیرید. این کار بسیار بسیار بزرگ است، ظرفیتهای جهان اسلام بسیار زیاد است و خودمان را باید برای این تحوّلهای بزرگ آماده کنیم، اینها را من به طریق برهان «إنّ»، دلیل بر نزدیک بودن عصر ظهور میبینم. برهان«إنّ» که عرض میکنم از این جهت است که از یک سری از آنچه که در میدان میبینیم به آن واقعیت اصیل منتقل ميشویم. یک وقتی شما در روایات میچرخید، روایاتی را میبینید، بعد میگردید ببینید علائم آن روایات، در خارج محقّق شده است یا نه؟ این یک سبک است، حالا گاهی اوقات به زحمت میافتند اشخاص که بگویند فلانی مثلاً سیّد خراسانی است، فلانی چه کسی است، با این شيوهها ما خیلی موافق نیستیم. سیرهی علمااين نبوده که به این صورت صحبت کنند، ولی این بیانی که بنده عرض میکنم هیچ نیاز به کتاب حدیث و روایت هم ندارد. یک واقعیتی است که در خارج دارد محقّق میشود. سیل شتابان حوادث و به هم خوردن نظامات موجود در عالم، ما را به این نتیجه میرساند که یک اتّفاق بزرگ مشرف به وقوع است. آیا ده سال دیگر است؟ آیا 50 سال دیگر است؟ آیا صد سال دیگر است؟ من نمیدانم؛ ولی نقطهی عطف آن را به وضوح داریم مشاهده میکنیم. نقطهی عطف آن نقطهای است که منحني در آن تغییر مسیر میدهد. ما به طریق برهان«إنّ» مییابیم که نطقهی عطفی دارد در تاریخ محقّق میشود و میرسیم به این نقطه که ظهور نزدیک است انشاءالله. و این اجلاس جوانان انقلابی کشورهای اسلامی، واقعاً یک تحوّل است.
سه نوع فعاليت جهان اسلام:
من این مطلب را به شما عرض میکنم؛ فعّالیتهای ما در جهان اسلام سه گونه است؛
1- بخشی از آنها فعّالیتهای تبلیغی است؛ فعّالیتهای رسانهای، هنری. با یک نقّاشی، با یک کاریکاتور، با یک فیلم، با یک رسانه، با یک خبر، با یک خبرسازی، با یک مانور، با یک همایش، میآییم یک کاری را Bold (برجسته)میکنیم و این میشود کار تبلیغی. فریاد میزنیم، حرف خود را میرسانیم و در این فضا تأثیری هم ما میگذاریم. مثل اینکه چیزی را، یک کالایی را ده نفر دارند میکشند، یک طرف را هم ما میکشیم به طرف خودمان. در میان این همه حرفها و حدیثها ما هم یک حرفی میگوییم. این همه بنگاههای خبرپراکنی، ما هم یک کلمه حرف میزنیم، این میشود کار تبلیغی که البته دشمن در عرصهی تبلیغ از ما موفقتر است، چون دست او بازتر است. ما باید بر اساس تقوا و با دیدگاه الهی و ارزشی تبلیغ بکنیم. آنها آزاد هستند، باز هستند، لذا دست آنها بازتر است برای تبلیغات. در عرصهی فکری هم اگر بتواند در تلویزیون ما، در اینترنت ما، در ماهوارهی ما پخش بکند به نفع اوست، چون خراب کردن سخت نیست، درست کردن سخت است. در حرکتهای تبلیغی آنها از ما موفقتر هستند.لذا ما باید بیشتر کار بکنیم. فرصتهای بیشتری در اختیار ماست. آنها الآن«Press TV »ما را تعطیل کردند؛ «العالم» ما را مورد تهدید قرار دادند؛ شبکههای ماهوارهای پشتیبانیکنندهی اینها همه بدون اینکه حرفی باشد، قراردادها را نقض کردند. یک جانبه همهی اینها را تعطیل کردند. ما را در مضیقه گذاشتند. البته خود اين كارهاي خارج از عرف ديپلماتيك واخلاق، باز به نوبه خود به طریق برهان «إنّ» نشاندهندهی نزدیکی عصر ظهور است. یعنی نشان ميدهد نظامات معمول به هم خورده است.البته ما نمیدانيم نتیجهی نهايي آن چه وقت بروز ميكند؛50 سال ديگر، صد سال دیگر، شاید هم از فردا صبح، من نمیدانم، چون واقعاً قابل پیشبینی نیست. ولی این را میتوانم بگویم که یقیناً به یک نقطهی عطفی رسیدهایم و به این جهت است که عرض میکنم عصر ظهور نزدیک است انشاءالله. این را نسلهای آیندهی ما ببینند.و البته این هم را قبلاً عرض کردیم که بعضی از علما معتقد هستند که خود ظهور امام زمان عليه السلام از مقدرات حتمیهای عالم است. جزء نوامیس عالم است. تغییر نمیکند، امّا زمان ظهور در لوح محو و اثبات است؛ یعنی ممکن است به واسطهی اینکه اشخاصی بیایند و یاری حق بکنند، این ظهور زودتر منعقد بشود و یا به واسطهی اینکه اشخاص کوتاهی و اهمال بکنند دیرتر محقّق بشود. اینها هم هست. در روایات اهل بيت عليهم السلام مطالبي وجود دارد که گویای این مطلب باشد. حرکت تبلیغی و رسانهای یک محور است كه بیشتر به عهدهی هنرمندان و بنگاههای خبری و رسانهها و امثال اینها است.
2- محور دوم حرکت فرهنگی است. فعّالیّت فرهنگی، غیر از فعّالیّت تبلیغی و رسانهای است. حرکت تبلیغی و رسانهای مقطعی است. چشم و گوشپرکن است؛ میخواهیم فعلاً افکار را متوجّه یک نقطه بکنیم، لذا با کار رسانهای، با کار تبلیغی، با کارهای هنری دیگر میآییم یک کاری را انجام میدهیم؛ یک سر و صدا و یک جنجالی هم ما ايجاد میکنیم؛ منتها ما میخواهیم به دنبال حق، آدم جمع بکنیم و از دنبال باطل رفتن، دور کنیم که دور باطل را نگیرند. امّا کار فرهنگی این نیست. کار فرهنگی یک کار فکری است. ما امروز به جدّ، محتاج ایجاد محتوا و تولید محتوا هستیم.كار فرهنگي مخاطبش فكر انسانهاست،سليقه انسانهاست. بايد تفکّر نسل جوان و انقلابی را که بسیار متفاوت از نسلهای گذشتهی جهان اسلام است تحت تأثیر قرار بدهیم. عزيزان: درس وعلم كلاسيك لازم است، ولي كافي نيست. باید درباره عرصههای جدید هم فکر کنیم. باید خشتی بر خشتها بگذاریم؛ نه دوباره همین دیواری را که گذشتگان ما چیدند، مدام وجب کنيم. امروز جهان اسلام در یک حرکت فرهنگی عظیم قرار دارد. مخاطب حرکت فرهنگی عقول انسانها است. باید فکر تولید بشود؛ محتوا تولید بشود. الآن این جوانهایی که امروز آمدند و مهمان ما هستند در ایران، این 1500 نفری که آمدند، يك فرصت است كه بايد از آن استفاده شود.
بايد خرده فرهنگهاي جهان اسلام را بشناسيم. اگر نبود این جريان بيداري اسلامي که پیش آمد، بعضي هامان حتّی نمیدانستیم که در بحرین 90 درصد شیعه هستند. نميدانستيم وضعیت ترکیب جمعیتی لیبی چیست. و چقدر حافظ قرآن دارد. در مصر مثلاً چه اتفاقاتی افتاده است؛ قضایا چیست. این بیداری اسلامی ذرّهاي ما را تکان داد. ما را خبردار کرد. بیشتر باید از جهان اسلام بدانیم. ما متعلّق به جهان اسلام هستیم؛ ما متعلّق به دنیا هستیم. خانهی ما همه کرهی زمین است نه خاورمیانه فقط ؛ نه کشورهای اسلامی فقط ؛نه ایران فقط. همين الآن حوزه كاري ما دست كم به درازای ایران است.همين ايران خودمان چقدر بزرگ است، ما حتي همه جاي ایران را هم ندیدیم. باید برویم ببینیم، همین کشور را به خوبي ببینیم. با نظر فرهنگی برویم ببینیم، نه به عنوان زیارتی یا سیاحتی. این تورها باید برگزار بشود؛ برویم ببینیم، تجربه بیندوزیم. حدّاقل طرحهای ما در حدّ کشور بشود و جواب بدهد. و گر نه، در حدّ یک وجب خودمان جواب میدهد؛ شهر خودمان، روستای خودمان، گاهی اوقات از این هم پایینتر، محلّه و مسجد خودمان میشود. ما باید برای این حرکت فرهنگی که در پیش داریم و جهان اسلام امروز اعلام نیاز کرده است، آمادگي كسب كنيم. اینکه جوانان انقلابي میآیند ایران، چرا نرفتند جای دیگر؟ چرا ترکیه با این همه هیاهو نتوانست اینها را جمع بکند؟ چون حرفی برای گفتن ندارد. به آنها بگوید بیداری اسلامی خوب است، بیایید اینجا، اصل همهی شما اسلامی است؛ بیایید اینجا، منتها سکولار میشوید و پیغام هم داد اتفاقاً. پیغام داد به مصر که شما حکومت سکولار تشکیل بدهید؛ مبادا جمهوری اسلامی تشکیل بدهید. خیلی عجیب است! ولی خودشان هم میدانند که استدلالی برای این حرف ندارند. ما برای حرکت فکری جهان اسلام، امروز اوّلین نياز ما مطالعه است، مطالعههای آزاد،. دوم؛ تجربهی میدان است. عزیزان: به لحاظ عادی انسان باید تجربه بیندوزد. ما تجربهی مدیریتی میخواهیم. ما اگر تجربهی گرداندن یک مؤسسه را نداشته باشیم، تجربه یک شهر و یک کشور را نداشته باشیم، اگر تجربهی اینها را نداشتیم، میبینیم اینها خیال واهی است كه خودمان ميتوانيم اينها را بگردانیم و مديريت كنيم. كسي كه اين حرف را بزند، معلوم است که اصلاً هیچ چیز نمیداند. یک نادان داریم به جهل بسیط، یک نادان به جهل مرکّب. نادان جهل بسیط نمیداند. اما نادان به جهل مرکّب نمیداند و نمیداند که نمیداند، خیال میکند میداند. این جهل او خطرناکترین و وحشتناکترین جهل است. اینها تجربهی میدان میخواهد. عزیزان، باید کشور را ببینید، باید دنیا را ببینید، و الله اگر دستم میرسید همهی شما را یک مدّتی میفرستادم فقط در کشورهای خارجی بمانید. آدم باید ببینید، کار باید ببینید، تشکیلات باید ببینید، مسئولیت به عهده بگیرید، فولادین بشوید و اگر نه، نازنازی و نازک نارنجی ميشويم. بعضيها ميگويند:حيف كه فلانی به من چپ نگاه کرد، اگر او چپ نگاه نمیکرد و مرا سرد نميكرد، من در مديريت موفق ميشدم. او باعث شد من از آن موقعیت بیایم کنار. خوب همین جزء کار است. همين که صبر کنید، همین که به چپ نگاه کردن این و آن، به سنگاندازی این و آن، به وقتنشناسی و کارنشناسی و نمکنشناسی و غیرهی این و آن، کارشکنی این و آن صبر کنید، خود این جزء کار است، این را جدای از کار نبینید. باید این تجربه تولید بشود. خیال خام این نباشد که من میتوانم. اینها توهّم است. باید در میدان نشان بدهید، اگر توي یک مجمع كوچك نتوانستی كار را بگردانی، بعد چطور میخواهی دنیا را بگردانی؟ لذا سخت به تجربه نیاز داریم.در كار فرهنگي باید عقلها را قانع کنید؛ باید استدلال کنید؛ باید مکاتب مقابل را نقد کنید. عالمانه و منصفانه هم نقد کنید. باید مردم را به این نتیجهی حتمیهی عقلی برسانید؛ آقا، این حرف درست است؛ این کار درست است؛ این چقدر مهم است. يكي از متفکّرین جهان اسلام در مورد حضرت آقا میگفت: آنچه که این آقا میگوید باید گوش کنیم، چون ایشان نشان داده است، در میدان نشان داده است، تجربهی میدان او ما را به این نتیجه رساند كه او میتواند جهان اسلام را رهبری کند، او میتواند.
این خیلی حرف مهمی است، وگر نه مدّعی كم نيست. از مفتیهای عربستان که در مثلاً حکومت حجاز هستند، الآن ادّعای رهبري جهانی دارند. منتها برهان ندارند. ادّعاهای بدون برهان، ادّعاهای بدون دلیل. بعضي ديگر هم این ادّعاها را دارند. فقط علم کافی نیست، فقط کتاب کافی نیست، واجب است و لازم است، ولی کافی نیست. باید در میدان فکر بیاییم. باید جهان اسلام را بشناسیم. اصلاً با خودتان تعهّد کنید، برویم کتابهای جغرافیایی جهان اسلام را بخوانیم. بیایید مردمشناسی جهان اسلام را بخوانیم. ما تا الآن خیال میکردیم خوارج مربوط به هزار سال پیش بود و رفت؛ نخیر، همین الان داریم؛ فرقهی اباضیهی آنها همین الآن وجود دارد. اینها واقعیت دارد. عزیزان من: ما باید خودمان را آماده کنیم. نباید کوچک بینگاریم. نباید خودمان را محدود ببینیم.
3- محور سومی که به نحو خاص وظيفه علمای اسلام است فعّالیت تربیتی است. اگر مخاطب فعّالیت تبلیغی، چشم و گوش اشخاص است، اگر مخاطب فعّالیت فرهنگی، عقل مردم است، مخاطب فعّالیت تربیتی، روح و دل و جان و همه ابعاد و شؤون انسانها است. باید دلها و روحها و جانها را متحوّل کنیم به فضل الهی، این دیگر کار سختي است. این دیگر با حرف تولید فکر هم حل نمیشود. این با تولید آدم حل میشود. وآدم تا آدم نبیند آدم نمیشود و آدم تا آدم نشود نمیتواند آدم بسازد. این فرمول عمومی است، مخاطب تربیت، روح و دل و جان و نفوس است. برای اینکه نفوس را تربیت کنید، روحها و دلها و جانها را بايد تربیت کنید. براي اين كار محتاج آدم شدن هستیم، باید از خدا بخواهیم. امروز آدم شدن فقط مشکل شخصي نیست. مشکل این نیست که اگر من یک نفر آدم بشوم خیلی خوب میشود، نخیر، اگر من یک نفر آدم نشوم ضرر آن و دودش به چشم جهان اسلام میرود. عرض کردم ظهور امام عصر به تأخیر میافتد. این همان برهان «إنّ» است كه بر ظهور قائم شده است.
آخر شما نمیبینید ظهور نزدیک است؟ نمیبینید نظامات عالم به هم ریخته است؟ نمیبینید در نقطهی عطف تاریخ قرار گرفتهاید؟ نمیبینید تمام جوابر چگونه به ذلّت کشیده شدهاند؟ در آمریکا مجبور شدند با گلوله و تیراندازی، مردم را آرام بکنند. همین الان هم ادامه دارد. در انگلیس ادامه دارد، در اروپا ادامه دارد، در آلمان ادامه دارد، در اسپانیا و در ایتالیا و همهجا ادامه دارد. نمیبینید دولتهای دو ماهه و سه ماهه سر کار میآید و مدام سقوط ميكند به هم میپاشد؟ اینها علامت چیست؟ نمیبینید در کشورهای اسلامی چه غوغایی بود؟ نمیبینید سوریه چه خبر است؟ نمیبینید چطور دارند فشار میآورند؟ تحریم برای چیست؟ نمیبینید تمام توان خود را گذاشتند که انتخابات ایران ضعیف برگزار بشود، نمیبینید این را؟ برای چیست؟ میخواهند بگویند نمونهی جمهوری اسلامی موفق نبوده است؛ حکومت دموکراتیک نیست. چرا الآن این همه فشار آوردهاند؟ همیشه فشار داشتند، الآن در یک موقع حساسی میخواهند بگویند آقایان کشورهای دیگر، از اینها الگو نگیرید، اینها اوّلاً دموکراتیک نیستند و ثانیاً موفق نیستند. لذا ارز ما پایین و بالا میشود. لذا هزار تومان ما در عراق چند روز پيش شد 450 تومان؛يعني350 دینار آنها. چرا این کارها را دارند میکنند؟ اینها حساب شده است. دقیقاً الآن مقطع تاریخ است. دقیقاً روزی است که ما باید الگودهی بکنیم. امروز دقیقاً آن روزی است که نباید شمشیر ما در نیام باشد. امروز شمشیر باید بلند باشد،«مَنْ نَامَ لَمْ يُنَمْ عَنْهُ»نهج البلاغه نامه 62 اگر بخوابیم دشمن خواب نیست. حرکت دشمن یک تلاش مذبوحانه است. مثل اینکه ذبح میکنند حیوان را؛ این لگدی که این میاندازد، این جان آخر آنها است، امّا به شما بگویم جان آخر او هم خطری است. اگر نزدیک باشی یک مرتبه لگد او به تو میخورد، تو را اوت میکند. درست است مذبوحانه است، ولی حتّی لگد مذبوحانه هم خطرآفرین است. باید هوشیار باشیم؛ باید بصیر باشیم؛ باید حرکت کنیم؛ باید جهانی بیندیشیم؛ به همهی کشورهای اسلامی. از همین امروز شروع کنیم به مطالعه دربارهی جهان اسلام. از همین امروز بنشینیم وظایف خودمان را برای آیندهی جهان اسلام طراحی کنیم، من کجای این پازل هستم؟ من چه نقشی آنجا دارم؟ آن هم با رویکرد تربیتی. نه فقط رویکرد تبلیغی نه فقط رویکرد فرهنگی، بلکه تربیتی، آدمسازی، تعبّد یک انسان. من نمیخواهم فقط او اینگونه فکر کند؛ من میخواهم او اینگونه عمل کند و باور کند و مبلّغ این فکر باشد. اصلاً ذوب بشود در این کار، این میشود تربیت. غیر از این است که فقط همفکر ما باشد. بلكه بايد در همهی ابعاد هماهنگ بشود.
چند کلمه دعا بکنیم، این ایّام مبارک عید الزهرا سلام الله عليهارا به همهی عزیزان تبریک عرض میکنیم و انشاءالله بر همهی شما مبارک باشد. خدایا تو را به اولیاءت قسم، دلها و جانهای ما را لبریز از یاد خودت بفرما، دلها و جانهای ما را عطشناک دیدار امام عصر (علیه السّلام) بفرما. روح و جسم و جان ما را پر از شوق و شور و نشاط و حرکت در راه رضای خودت بفرما، ما را از غیر خودت مأیوس و ناامید و به خودت و به امدادهای خودت امیدوار بفرما، در امر فرج آقا و مولای ما تعجیل بفرما، نائب او را در پناه خودت محفوظ بدار. مظلومین بحرین، بقیهی بلاد اسلامی، قطیف، عربستان، حجاز، همهی آنها را از خزانهی غیبت امداد برسان. صلوات بر محمّد و آل محمد.
برای دانلود متن کامل سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین با فرمت pdf اینجا را کلیک کنید