جدیدترین عناوین
ارث زن نصف مرد است زیرا

ارث زن نصف مرد است زیرا... منابع مقاله: ترجمه تفسیر المیزان جلد 4 ، علامه ط

زن و مناصب اجتماعی

زن و مناصب اجتماعی... چرا زنان از تصدی برخی مناصب اجتماعی مانند قضاوت و

تفاوت های زن و مرد در حقوق اسلام

تفاوت های زن و مرد در حقو... منابع مقاله: فصلنامه رواق اندیشه، شماره 22، فاضل،

حقوق زن در اسلام چیست

حقوق زن در اسلام چیست... منابع مقاله: مجله بازتاب اندیشه در مطبوعات، شم

احکام نماز عید قربان و فطر

احکام نماز عید قربان و فط... نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام زمان علیه ا

احکام اجیر کردن برای نماز میت

احکام اجیر کردن برای نما... بعد از مرگ انسان می شود برای نماز و عبادت های دیگ

حجاب آقایان از نظر علمای دین

حجاب آقایان از نظر علمای ... هر روز که می‌خواستم از خانه بروم بیرون، با پدر و م

استحاله چیست؟

استحاله چیست؟...   اگر جنس چیز نجس به طوری عوض شود که به صورت چیز

مطهرات

مطهرات... ده چیز، نجاست را پاک می کند و آنها را مطهرات گوین

شهادتین

شهادتین... اگر کافر شهادتین بگوید، یعنی بگوید: "اشهد ان لا ا

نجاست دهان

نجاست دهان... اگر بدن حیوان به عین نجس مثل خون ، یا متنجس مثل آب

آموزش غسل ارتماسی

آموزش غسل ارتماسی... در غسل ارتماسی باید تمام بدن پاک باشد، ولی در غس

نوشته شده توسط ابراهیم قلی پور دسته: اعتقادات
نمایش از 02 اسفند 1390 بازدید: 2
پرينت

عدالت تکوینی خداوند و تفاوت در موجودات یعنی...

بر اساس تعالیم دینی، جهان آفرینش بر اساس عدالت بنا شده است. خداوند به هر موجودی به اندازه شایستگی هایش مواهب و نعمتهایی ارزانی داشته است. عدل تکوینی، یا عدل در آفرینش و تدبیر و مفاد آن این است که خداوند هر موجودی را با توجه به استعداد ذاتی او ایجاد نموده و متناسب با آن، اسباب و شرایط لازم حیات را برای او فراهم می‏آورد. به عبارت دیگر، نظام آفرینش به بهترین شکل ممکن، طراحی شده است. در مقام تکوین خداوند عدالت را رعایت مى کند. معنی عدل در آفرینش این است که در جهان آفرینش تعادل حکومت می کند و سراپای جهان موزون و متعادل بوده و در ترکیب اجزا آن، تناسب و تعادل کاملا رعایت شده است.

گاهی پنداشته میشـود وجود تفاوت در بیـن موجودات با اعتقاد به عدالت خـدا در تکوین سازگار نیست. بسیاری اوقات سوالات این چنینی در ذهن ما نیز نقش می بندد که باید پاسخ مناسبی برای آنها داشته باشیم؛ چرا برخی انسانها ناقص الخلقة به دنیا می آیند و برخی سالم و توانا؟ چرا  یکی زشت و دیگری زیباست؟ تفاوت انسان ها در هنگام خلقت به چه دلیل است؟ برخی وجود تبعیض در آفرینش را یکی از مشکلات بحث عدل الهی می دانند. آیا تفاوت های موجود در آفرینش و خلقت با عدل الهی قابل جمع است؟

اگر خداوند عادل است پس چرا انسان ها را متفاوت خلق کرده است؟

اکنون به برخی از پاسخ هایی که به این سوال داده شده، می پردازیم:

نخست:

 ...این سؤالها طرح یك سلسله مجهولات است نه ایراد یك سلسله‏ نقضها. حداكثر این است كه بگوییم نمی‏دانیم ما خدا را به صفات علیم ، حكیم ، غنی ، كامل ، عادل ، جواد شناخته ایم‏ و چون او را با این صفات شناخته‏ایم می‏دانیم آنچه واقع می‏شود مبنی بر " حكمت " و " مصلحت " است هر چند ما نمی‏توانیم همه آن حكمتها و مصلحتها را درك كنیم . ما به اصطلاح از " سر قدر " آگاه نیستیم ... بشر پس از آنكه در نظام هستی این همه حكمت و تدبیر كه عقل او را حیران می‏گرداند می‏بیند ، باید اعتراف كند كه آنجا كه حكمت‏ یك امر بر او مجهول است از قصور و نقصان درك او است نه از خلقت ... در حقیقت این خود نوعی استدلال است كه از طریق علت و كمال علت به كمال‏ معلول اذعان نماییم. ..به عبارت دیگر اگر می‏توانستند جهان را از بالا ببینند تمام نقصها و نازیباییهایی كه از پایین به نظر می‏رسید همه محو و نابود می‏شد (مطهری، عدل الهی، ص93)

 

دوم:

 شکی نیست که افراد انسان با تفاوت هایی در شرایط بدنی و روحی آفریده شده اند. به نظر عدلیه وجود تفاوت در خلقت هیچ خللی به بحث عدل الهی وارد نمی سازد و آن چیزی که می تواند مصداق ظلم محسوب شود «تبعیض» است و نه «تفاوت».

تبعیض: فرق قائل شدن میان موجودات در شرایط مساوی و استحقاقهای همسان.

تفاوت: فرق قائل شدن میان موجودات در شرایط مختلف و استحقاقهای ناهمسان.

 

ادامه مطلب: عدالت تکوینی خداوند و تفاوت در موجودات یعنی...
 
نوشته شده توسط ابراهیم قلی پور دسته: اعتقادات
نمایش از 01 اسفند 1390 بازدید: 4
پرينت

دلائلی بر اثبات عدل الهیهمانطور که گفته شد، عدل یکی از اصول پنجگانه دین اسلام است. عادل بودن خداوند به این معناست که فعل قبیح از خداوند صادر نمی شود؛ خدا دروغ نمی گوید، ظلم نمی کند، به ناحق کسی را مجازات  نمی کند، تکلیف به ما لا یطاق نمی کند و ..... برخی از متکلمین اسلامی آنر ا پذیرفته اند (عدلیه: امامیه و معتزله) و برخی منکر آن شده اند (غیرعدلیه: اشارعه). به نظر عدلیه خداوند در مقام تکوین جهان را بر اساس عدالت آفریده است؛ به این معنی که خداوند به هر موجودی به اندازه شایستگی هایش مواهب و نعمتهایی ارزانی داشته و هیچ استعداد و قابلیتی را ضایع نمیکند. به عبارت دیگر، خداوند متعال به هر یک از مخلوقات خویش به اندازه ظرفیت وجودی آن موجود، افاضه وجود میکند و آنها را به قدر قابلیت و استعدادشان از کمالات بهرهمند میسازد.(سبحانی، محاضرات فی الالهیات، ص 164)

در مقام تشریع نیز خداوند به کسی ظلم روا نمی دارد؛ عدل تشریعی؛ خداوند در وضع قوانین و احکام شرعی به عدالت رفتار کرده است؛ به این معنی که خداوند از یک سو در وضع تکالیف و جعل قوانینی که سعادت و کمال انسان در گرو آن است، کوتاهی نمیکند و از سوی دیگر، هیچ انسانی را به عملی که بیش از استطاعت و طاقت اوست مکلف نمیسازد؛ بنابراین، شریعت الهی به هر دو معنا عادلانه است.(همان)

عدلیه برای اثبات صفت عدل الهی به دلایلی متوسل می شوند که در ادامه به ذکر آنها خواهیم پرداخت. برای اینکه بتوان عدل الهی را ثابت کرد پذیرفتن این مطلب ضروری است که عقل انسانی می تواند مستقلاً در مورد خوبی و بدی برخی از افعال حکم کند. قاضی عبدالجبار، معتزلی معروف، در این باره می گوید:

«خوبی و زشتی اعمال مثل خوبی راستگویی و زشتی دروغ از بدیهیات است» (قاضی عبدالجبار همدانی، المغنی، ج6، ص 20)

در واقع، این سخن به این معناست که برای حکم به خوبی و بدی چنین افعالی عقل می تواند با نظر به ذات این افعال به تشخیص برسد. متکلمان برای اثبات عدل و حکمت خداوند دو برهان اقامه نموده‏اند که عبارتند از:

1. برهان کمال مطلق

2. برهان بی‏نیازی و علم خداوند

 

1- کمال مطلق

عدل و حکمت از صفات کمال و جمال بوده، و بیانگر کمال وجودی فاعل می‏باشند، همانگونه که نقطه مقابل آنها از صفات نقص بوده و بیانگر نقصان وجودی فاعل هستند، و چون خداوند کمال مطلق، بنابراین صفت عدل که از صفات کمالیه الهی است برخوردار است. بدیهی است اگر خداوند صاحب صفت عدل نباشد نمی توان او را از همه جهات کامل دانست و چون پیشتر از این اثبات کردیم خداوند صاحب جمیع کمالات است پس از صفت عدل نیز برخوردار است.

شیخ مفید در پاسخ این سؤال که دلیل بر حکمت و عدل خداوند چیست گفته است:

ادامه مطلب: دلائلی بر اثبات عدل الهی
 
نوشته شده توسط ابراهیم قلی پور دسته: اعتقادات
نمایش از 30 بهمن 1390 بازدید: 9
پرينت

حسن و قبح ذاتیبنیان باور به مسئله عدل الهی، مسئله حسن و قبح عقلى است. این مسئله یکی از محوری ترین مباحث کلامی است که با مسئله عدل الهی ارتباط بسیار نزدیکی دارد. این مسئله نیز از ‏ موارد اختلافی میان عدلیه و غیرعدلیه است. قائلین به حسن و قبح عقلى معتقدند انسان مى تواند مستقلاً و با نظر به ذات برخى از افعال ـ از جمله افعال خداوند ـ درباره حسن یا قبح آنها داورى كند. به همین دلیل است که انسان می تواند عقلاً بفهمد که عدل حسَن و ظلم قبیح است.

 

معنای حسن و قبح

برای درک بهتر مسئله نخست لازم است معنای «حسن و قبح» و «عقل» را روشن کنیم. حسن و قبح معمولاً در سه معنا به کار گرفته می شود:

1. کمال و نقص: بنابر این معنا، هر آنچه کمال محسوب می شود (مثل علم) حسن و هر آنچه نقص به حساب می آید (مثل جهل) قبیح است. 

2. ملائمت و همسازی با طبع: بنابر این تعریف،  هر چه ملایم و همساز با طبع باشد (مثل لذت) حسن و هر آنچه منافى و ناهمساز با طبع است (مثل درد و رنج) قبیح به حساب می آید.

3. استحقاق مدح و ذم یا ثواب و کیفر: مطابق این معنا، هر فعلى را كه فاعل مختار آن‏مستحق مدح و ستایش در دنیا ومستحق ثواب در آخرت باشد، حسن‏گویند و هر فعلى را كه فاعل مختار آن ‏مستحق مذمت و نكوهش در دنیا و مستحق عذاب در آخرت باشد، قبیح‏نامند.

در مسئله حسن و قبح ذاتی، آنچه بیشتر مورد نظر است معنای سوم است. یعنی عملی حسن است که فاعل آن مستحق مدح و ثواب است و عمل قبیح عملی است که فاعل آن مستحق ذم و کیفر است.

 

معنای عقل در مسئله حسن و قبح عقلی

بعد از روشن شدن معنای حسن و قبح، باید معلوم کنیم مراد از عقل در مسئله حسن و قبح ذاتی چیست. بطور کلی، دانسته های عقل بر دو گونه است؛

الف. گاهی آنچه عقل ما می شناسد خارج از حیطه اراده ماست؛ مانند دانسته های عقل از طبیعت اطراف. این گونه معارف از جمله معارف نظری بوده و عقلی که به درک آنها نائل می شود «عقل نظری» نامیده می شود.

ب‌. گاهی دانسته های عقل در حیطه اراده انسانی قرار دارد. این معارف که تحت عنوان ایدئولوژی یا حکمت عملی نام دارند توسط عقل عملی دانسته می شوند.

البته این تقسیم بندی نمی گوید که ما از دو قوه عاقله برخورداریم بلکه می گوید دانسته های عقلی بر دو گونه است. برخی تحت عنوان جهان بینی و برخی تحت عنوان ایدئولوژی قرار می گیرند. در مسئله حسن و قبح عقلی، مراد از عقل، عملی است. یعنی وقتی عدلیه می گویند عقل انسانی می تواند حسن و قبح برخی از امور را به تنهایی درک کند، مرادشان اموری است که تحت اختیار و اراده انسانی هستند و نه هر آنچیزی که در اطراف ما رخ می دهد.

ادامه مطلب: حسن و قبح ذاتی
 
نوشته شده توسط ابراهیم قلی پور دسته: اعتقادات
نمایش از 29 بهمن 1390 بازدید: 10
پرينت

گناه انسان و اراده الهیدر مقالات پیشین به برخی لوازم نظریه عدل الهی اشاره کردیم. اعتقاد به عدل الهی چه لوازمی دارد؟ وقتی می گوییم خداوند متعال عادل است دقیقاً چه معانی از این صفت الهی باید در ذهنمان نقش ببندد؟ در این مقاله تلاش می کنیم برخی دیگر از این نتایج و لوازم بحث عدل الهی را مورد بررسی قرار دهیم.

 

اختیار انسان

از مسائل متفرع بر عدل و حکمت الهی مختار بودن انسان است. تکلیف نمودن انسان مجبور و مجازات یا پاداش بر کاری که از وی صادر گردیده عقلاً قبیح است. بحث جبر و اختیار ارتباط مستقیمی با مسئله عدل الهی دارد زیرا تنها در صورت مختار بودن انسان است كه بحث عدالت در پاداش و کیفر مطرح می شود. اگر انسان را موجودی مجبور بدانیم پاداش و کیفر بی معنا خواهد بود تا چه برسد به بحث عادلانه و یا غیرعادلانه بودن آن. انسانها تنها در مقابل اعمالی که خود  قصد انجام آن را کرده اند مستحق پاداش و یا کیفر هستند و نه اعمالی که خارج از کنترل و توان آنها صورت می پذیرد. از میان متکلمین، کسانی که عدل الهی را پذیرفته اند(عدلیه: امامیه و معتزله) در بحث جبر و اختیار به مختار بودن انسان حکم کرده اند و گروهی که منکر صفت عدالت خداوند هستند(اشاعره) طرفدار جبر شده اند. 

به نظر  عدلیه این سخن اشاعره با عدل الهی ناهمساز است:

«لو کان کذلک لبطل الثواب و العقاب، و الامر و النهی، و الزجر، و لسقط معنی الوعد و الوعید، و لم یکن علی مسی‏ء لائمة و لا لمحسن محمدة»؛ اگر چنین بود (انسان مجبور بود)، پاداش و کیفر، امر و نهی و زجر باطل می‏بود.و وعد و وعید ساقط می‏گردید، و گنهکار مستحق نکوهش و نیکوکار شایسته ستایش نبود. (توحید صدوق، باب القضاء و القدر، روایت 28)

 

گناه انسان و اراده الهی

اشاعره معتقدند گناهان و افعال قبیح انسانی به اراده الهی انجام می گیرد: «ما شاء الله کان، و ما لم یشأ لم یکن.»(قوشچی، شرح تجرید العقائد، ص 340) به نظر اشاعره، اگر خداوند می داند که فلان شخص در فلان روز و ساعت مرتکب قتل می شود، اگر آن خص مرتکب نشود علم خداوند نادرست خواهد بود. بنابراین، ما در انجام افعال نیک و بد از خودمان اختیاری نداریم. اشکال اشاعره این است که گمان می کنند تخلف اراده از مراد جایز نیست درحالی که در این موارد اراده خداوند، تشریعی است، نه تکوینی و  در اراده تشریعی، تخلف اراده از مراد جایز است. درواقع، در این بحث اراده تکوینی و رضای تشریعی خداوند با یکدیگر خلط گردیده است. از جنبه اراده تکوینی همه چیز متعلّق اراده الهی است و این مقتضای اصل توحید در خالقیت است «الله خالق کل شی‏ء» (زمر/26) و «قل کل من عند الله»(نساء/78) و از این نظر هیچ چیز متصف به قبح نیست بلکه همه چیز حسن و زیباست، «الذی احسن کل شی‏ء خلقه.»(سجده/7) اما در مورد اراده تشریعی می توان تصور نمود که از آن تخلف شود. بنابراین به نظر عدلیه همه افعال الهی حسن است و افعال قبیح به خداوند منتسب نیست:

«ان الله تعالی لا یرید الا ما حسن من الافعال و لا یشاء الا الجمیل من الاعمال و لا یرید القبائح ولا یشاء الفواحش تعالی الله عما یقول المبطلون علوا کبیرا»؛ «خداوند جز افعال نیک را اراده نمی‏کند و مشیّت او فقط به اعمال پسندیده تعلق می‏گیرد و قبایح را اراده نمی‏کند، او از آنچه باطل‏گرایان می‏گویند برتر است.» (شیخ مفید، تصحیح الاعتقاد، ص 35)

ادامه مطلب: گناه انسان و اراده الهی
 
نوشته شده توسط ابراهیم قلی پور دسته: اعتقادات
نمایش از 28 بهمن 1390 بازدید: 18
پرينت

عدل الهی و نفی عبث در افعال الهیدر مقالات پیشین به برخی از مسائل درباره عدل الهی و انواع آن اشاره کردیم. در این مقاله تلاش می کنیم برخی نتایج و لوازم بحث عدل الهی را مورد بررسی قرار دهیم. به بیان ساده تر، می خواهیم روشن کنیم که در صورت اعتقاد به عادل بودن خدا، اعتقادات و تصورات دیگری که می تواند متناسب با آن در مورد خداوند متعال صادق باشد چیست. اعتقاد به عدل الهی چه لوازمی دارد؟ وقتی می گوییم خداوند متعال عادل است دقیقاً چه معانی از این صفت الهی باید در ذهنمان نقش ببندد؟ در علم کلام اسلامی مسائل بسیاری به عنوان نتایج و متفرعات اصل عدل و حکمت خداوند مطرح گردیده است. در ادامه به برخی از این لوازم اعتقادی اشاره می کنیم تا معنا و مفهوم عدل الهی عمیق تر و گسترده تر در ذهنمان شکل بگیرد. در مقالات بعدی هر یک از این مباحث را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار خواهیم داد.

در مورد لوازم بحث عدل لازم است پیشاپیش یادآوری کنیم که عقل هرگز درباره خدا نمی گوید که خدا «باید» عادل باشد، بلکه کار عقل کشف واقعیت فعل خداوند است. یعنی با توجه به کمال مطلق ذات حق و پیراستگی وی از هرگونه نقص، کشف می کند که فعل او نیز در غایت کمال بوده و از نقص پیراسته است و در نتیجه با بندگانش به عدل رفتار خواهد کرد.

عدل الهی و نفی عبث در افعال الهی

اگر خداوند عادل است پس کار بدون هدف و بدون غایت مرتکب نمی شود. قرآن، «لعب» و «عبث» در آفرینش را باطل می داند:

«و یتفکرون فى خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النار» (آل عمران/191)

«و ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما«باطلا» ذلک ظن الذین کفروا» (ص/27)

«و ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما لا عبین» (دخان/38)

«افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون» (مؤمنون/115)

بلکه خلقت را بر مدار حق می داند:

«هو الذى خلق السموات و الارض بالحق» (انعام/73)

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می گوید: «[قرآن‏]در این جمله مى‏فرماید: خلقت همه عالم فعل خداى تعالى است، و همه آنها را به حق آفریده نه به باطل، و فعلى که به حق انجام شده و یک خرد باطل در آن راه ندارد، ناچار غایت و غرضى در انجامش متصور بوده، و غرض از خلقت همانا بازگشت به سوى اوست.»(المیزان، ج 7، ص 231) و ابوالفتوح رازى در ذیل تفسیر آیه مذکور مى‏نویسد: «او آن خداست که آسمان و زمین آفرید به حق نه باطل یعنى غرض او حکم و صواب و صلاح خلق بود. به عبث و لهو نیافرید. چنانکه گفت: و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما باطلا.» (تفسیر روح الجنان، ج 2، ص 292).

ادامه مطلب: عدل الهی و نفی عبث در افعال الهی
 
نوشته شده توسط ابراهیم قلی پور دسته: اعتقادات
نمایش از 27 بهمن 1390 بازدید: 13
پرينت

آیا حلال و حرام الهی عادلانه است؟در مقاله پیشین به معنای عدل اشاره کردیم و برخی توضیحات اجمالی در این زمینه را بیان کردیم. این بحث را با توضیحات بیشتری در معنا و اقسام عدل پی می گیریم. وقتی سخن از عدل به میان می آید گاهی معنا و مفهوم عدل را در نسبت با افعال الهی مورد نظر قرار می گیرد و گاهی با افعال بشری. بحث افعال الهی و نسبت آن با مسئله عدل در علم کلام و افعال بشری در علم اخلاق مورد بررسی قرار می گیرد. واضح است که مسئله مورد بحث ما افعال الهی و علم کلام است.

حضرت علی(ع) در بیان توحید و عدل الهی فرموده است:

«التوحید الاّ تتوهمه، و العدل الاّ تتهمه»؛ «توحید آن است، که با مقیاس و هم درباره وجود و صفات الهی نظر ندهی، و عدل آن است که خداوند را به افعال ناروا متهم نسازی» (نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 470)

«اما التوحید فان لا تجوز علی ربک ما جاز علیک و اما العدل فان لا تنسب الی خالقک مالامک علیه»؛ توحید آنست که صفاتی [چون جسمانیت و حدوث‏] را که بر تو رواست، بر خداوند جایز ندانی، و عدل آنست که افعالی که خداوند تو را بر انجام آن نکوهش نموده است به او نسبت ندهی. (امام صادق(ع) توحید صدوق، باب معنی التوحید و العدل، ص 96)

بنابراین، عدل از صفات فعل خداوند است و معنای آن از دیدگاه متکلمان عدلیه این است که همه افعال خداوند حَسَن و پسندیده بوده و از قبح و زشتی پیراسته ‏است.

«نحن اذا وصفنا القدیم تعالی بانه عدل حکیم، فالمراد به انه لا یفعل القبیح اولا یختاره، و لا یخل بما هو واجب علیه و ان افعاله کلها حسنة»؛ ما (متکلمان عدلیه) هر گاه خداوند را به عدل و حکمت توصیف می‏کنیم، مقصود این است که خداوند فعل قبیح را بر نمی‏گزیند و به آنچه (به مقتضای صفات کمال) بر او واجب است خلل نمی‏رساند، و اینکه همه افعال او پسندیده و زیباست.(قاضی عبد الجبار معتزلی، شرح الاصول الخمسة، ص 301)

 «اطلق المتکلمون العدل علی العلوم التی لها تعلق باحکام افعاله تعالی من حسن الحسن منها وجوب الواجب و نفی القبیح عنها»؛ متکلمان عدل را بر علومی اطلاق کرده‏اند که بیانگر احکام افعال الهی است، یعنی وجه حسن افعال پسندیده و ملاک وجوب افعال واجب و برهان نفی صدور افعال قبیح را از خداوند بیان می‏نماید.(علامه حلی، انوار الملکوت، طبع دوم، ص 105)

«العدل الحکیم هو الذی لا یفعل قبیحا و لا یخل بواجب»؛ فاعل عادل و حکیم کسی است که فعل قبیح انجام نمی‏دهد، و به انجام فعل واجب اخلال نمی‏رساند. (شیخ مفید، النکت الاعتقادیة، ص 27)

ادامه مطلب: آیا حلال و حرام الهی عادلانه است؟
 
نوشته شده توسط ابراهیم قلی پور دسته: اعتقادات
نمایش از 26 بهمن 1390 بازدید: 10
پرينت

عدل الهی یعنی ...عدل چه بود؟ وضع اندر موضعش          ظلم چه بود؟ وضع در ناموقعش

(مثنوی معنوی، دفتر ششم)

 

یکی از مسائل محوری و مهم در کلام ادیان الهی، اصل عدل و حکمت است که زیر بنای بسیاری از مسائل کلامی بشمار می‏رود و در ابواب مختلف به آن استناد می‏شود. قدمت این مسئله به زمان حضرت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) بر می گردد. شیخ صدوق از حضرت علی(علیه السلام) روایت کرده که فرمود: روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مسجد نشسته بود، مردی یهودی وارد شد و پرسشهایی را در زمینه توحید و صفات خدا مطرح نمود، و از آن جمله پرسید: آیا پروردگارت ستم می‏کند؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: خیر، یهودی گفت به چه دلیل؟ پیامبر پاسخ داد: «لعلمه بقبحه و استغنائه عنه»؛ چون به زشتی ظلم آگاه است، و نیازی به انجام آن ندارد. یهودی گفت: آیا در این باره از جانب خدا مطلبی بر تو نازل گردیده است؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: آری، آنگاه آیاتی از قرآن را برای او تلاوت نمود. (توحید صدوق، ص 398-397)

تقریباً در همه ادیانى که به خدایى متشخص اعتقاد دارند، یکى از صفات خداوند عدالت اوست. مسلمانان، یهودیان و مسیحیان خداوند را عادل می دانند و معتقدند خداوند به بندگان خود ظلم نمی کند. این مسئله آنقدر اهمیت یافت که به واسطه نفی و اثبات در این مساله - یعنی مساله عدل - متکلمین اسلامی دو نحله شدند: عدلیه1  و غیر عدلیه: عدلیه یعنی طرفداران اصل عدل الهی، و غیر عدلیه یعنی منکرین اصل عدل الهی. البته ذکر این نکته لازم  است که منکرین عدل الهی نمی گفتند خداوند ظلم می کند بلکه عدل را به گونه‏ای خاص تفسیر می كردند. به نظر ایشان عدل، خود حقیقتی نیست كه قبلا بتوان آن را توصیف كرده و مقیاس و معیاری برای فعل پروردگار قرار داد.

اساسا معیار و مقیاس برای فعل الهی قرار دادن نوعی تعیین و تكلیف و وظیفه، و تحدید و تقیید مشیت و اراده برای ذات حق محسوب می‏شود. عدل، مقیاس فعل پروردگار نیست، بلکه فعل‏ پروردگار، مقیاس عدل است .

متکلمین شیعه عموما از عدلیه هستند و یکی از اصول دین اسلام را اصل «عدل» می دانند. از منظر قرآن نیز در عالم تکوین، ظلم و بی‏عدالتی در آفرینش هستی جایی ندارد و در عالم تشریع نیز عدل مهم‏ترین هدف بعثت انبیا تلقی گردیده است.

قرآن در موارد مختلف به این صفت الهی اشاره می کند: 2

«شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًَا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ»

«خدا كه همواره به عدل قیام دارد گواهى مى‏دهد كه جز او هیچ معبودى نیست و فرشتگان [او] و دانشوران [نیز گواهى مى‏دهند كه] جز او كه توانا و حكیم است هیچ معبودى نیست» (آل عمران/ 18)

«وَ نَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَ كَفَى بِنَا حَاسِبِینَ»

«و ترازوهاى داد را در روز رستاخیز مى‏نهیم پس هیچ كس [در] چیزى ستم نمى‏بیند و اگر [عمل] هموزن دانه خردلى باشد آن را مى‏آوریم و كافى است كه ما حسابرس باشیم» (انبیاء/47)

ادامه مطلب: عدل الهی یعنی ...
 

صفحه1 از8

<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 بعدي > پایان >>
شما اینجایید   خانهگنجینه مطالباعتقادات