جدیدترین عناوین
ارث زن نصف مرد است زیرا

ارث زن نصف مرد است زیرا... منابع مقاله: ترجمه تفسیر المیزان جلد 4 ، علامه ط

زن و مناصب اجتماعی

زن و مناصب اجتماعی... چرا زنان از تصدی برخی مناصب اجتماعی مانند قضاوت و

تفاوت های زن و مرد در حقوق اسلام

تفاوت های زن و مرد در حقو... منابع مقاله: فصلنامه رواق اندیشه، شماره 22، فاضل،

حقوق زن در اسلام چیست

حقوق زن در اسلام چیست... منابع مقاله: مجله بازتاب اندیشه در مطبوعات، شم

احکام نماز عید قربان و فطر

احکام نماز عید قربان و فط... نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام زمان علیه ا

احکام اجیر کردن برای نماز میت

احکام اجیر کردن برای نما... بعد از مرگ انسان می شود برای نماز و عبادت های دیگ

حجاب آقایان از نظر علمای دین

حجاب آقایان از نظر علمای ... هر روز که می‌خواستم از خانه بروم بیرون، با پدر و م

استحاله چیست؟

استحاله چیست؟...   اگر جنس چیز نجس به طوری عوض شود که به صورت چیز

مطهرات

مطهرات... ده چیز، نجاست را پاک می کند و آنها را مطهرات گوین

شهادتین

شهادتین... اگر کافر شهادتین بگوید، یعنی بگوید: "اشهد ان لا ا

نجاست دهان

نجاست دهان... اگر بدن حیوان به عین نجس مثل خون ، یا متنجس مثل آب

آموزش غسل ارتماسی

آموزش غسل ارتماسی... در غسل ارتماسی باید تمام بدن پاک باشد، ولی در غس

نوشته شده توسط ابراهیم قلی پور دسته: احکام
نمایش از 29 دی 1390 بازدید: 84
پرينت

ارث زن نصف مرد است زیرا

منابع مقاله:

ترجمه تفسیر المیزان جلد 4 ، علامه طباطبایی؛

سهم زن فی الجمله کمتر از سهم مرد است، مگر در پدر و مادر که سهم مادر نه تنهاکمتر از سهم پدر نیست، بلکه گاهی بحسب فریضه از سهم پدر بیشتر هم می شود، و ای بسابتوان گفت که مساوی بودن مادر با پدر و در بعضی صور بیشتر از آن بودنش برای این جهت است که مادر از نظر رحم چسبیده تراز پدر به فرزند است، و تماس و برخورد او با فرزند بیشتراز تماس و برخورد پدر است، و مادر در حمل و وضع و حضانت فرزند و پرورش او رنج بیشتری راتحمل می کند، همچنان که خدای تعالی در آیه: ووصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه، کرها و وضعته کرهاو حمله و فصاله ثلثون شهرا(1) بعد از سفارش در باره احسان به پدر و مادر هردو، در خصوص مادر می فرماید: مادر او را به زحمت و رنج حامله می شود، و با زحمت و مشقت می زاید، و حداقل سی ماه حمل او و شیر دادنش طول می کشد، پس اگر سهم مادر بر خلاف هر زن دیگر که سهمش نصف سهم مرد است برابر سهم پدر، و در بعضی فرضیه ها بیش از آن است بطور قطع بخاطر این است که شارع مقدس خواسته است جانب مادر را غلبه دهد، و او راشایسته احترام بیشتری نسبت به پدر، معرفی کند.

حکمت موجود در تفاوت سهام مردان باسهام زنان در ارث و اما اینکه در غیر مادر گفتیم: سهم هر زنی فی الجمله نصف سهم مرد، و سهم مردهادو برابر سهم زنان است، علتش این است که اسلام مرد را از جهت تدبیر امور زندگی که ابزارآن عقل است قوی تر از زن می داند و مخارج مرد را هم بیش از مخارج زن دانسته چون مخارج زن هم به عهده مرد است، و بدین جهت فرموده: الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله

............................................ (1)سوره احقاف آیه 15.

صفحه : 341

بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم (1).

کلمه(قوام)که در این آیه آمده از ماده قیام است، که به معنای اداره امر معاش است، و مراد از فضیلت مردان، زیادتر بودن نیروی تعقل در مردان است، چون حیات مرد،تعقلی وحیات زن عاطفی و احساسی است، و ما اگر این وضع خلقتی مرد و زن را و آن وضع تشریعی در تقسیم مسؤولیت اداره زندگی را به دقت در نظر بگیریم، آنگاه با ثروت موجود در دنیا که هرزمان از نسل حاضر به نسل آینده در انتقال است مقایسه کنیم، می بینیم اینکه اسلام تدبیر و اداره دو ثلث ثروت دنیا را به عهده مردان، و تدبیر یک ثلث آنرا به عهده زنان گذاشته، و در نتیجه تدبیر تعقل را بر تدبیر احساس برتری و تقدم داده، صلاح امر مجتمع و سعادت زندگی بشر را درنظر گرفته است.

و از سوی دیگر کسری در آمد زن را با فرمانی که به مردان صادر نموده(که رعایت عدالت را در حق آنان بکنند)تلافی کرده است، زیرا وقتی مردان در حق زنان در مال خود که دو ثلث است رعایت عدالت را بکنند یک لقمه، خود بخورند و لقمه ای به همسر خود بدهند، پس زنان،با مردان در آن دو ثلث شریک خواهند بود، یک ثلث هم که حق اختصاصی خود زنان است،پس در حقیقت زنان از حیث مصرف و استفاده، دو ثلث ثروت دنیا را می برند.

و نتیجه این تقسیم بندی حکیمانه و این تشریع عجیب این می شود که مرد و زن از نظرمالکیت و از نظر مصرف وضعی متعاکس دارند، مرد دو ثلث ثروت دنیا رامالک و یک ثلث آنرا متصرف است و زن یک ثلث را مالک و دو ثلث را متصرف است، و در این تقسیم بندی روح تعقل بر روح احساس و عواطف در مردان ترجیح داده شده، چون تدبیر امور مالی یعنی حفظ آن، و تبدیلش و سودکشی از مال، سر و کارش با روح تعقل بیشتر است، تا با روح عواطف رقیق و احساسات لطیف، و از سوی دیگر اینکه از مال چگونه استفاده شود، و چطور ازآن بهره وری گردد، با عواطف و احساسات بیشتر سر و کار دارد تا با روح تعقل، این است رمزاینکه چرا اسلام در باب ارث و باب نفقات بین مردان و زنان فرق گذاشته است.

ادامه مطلب: ارث زن نصف مرد است زیرا
 
نوشته شده توسط ابراهیم قلی پور دسته: احکام
نمایش از 28 دی 1390 بازدید: 108
پرينت

زن و مناصب اجتماعیچرا زنان از تصدی برخی مناصب اجتماعی مانند قضاوت و ... محروم شده اند؟

1. عدالت در تصدّی مناصب

مرد و زن در عین اشتراک در انسانیت، از نظر جسمی و روانی تفاوت هایی نیز دارند؛ چنانکه گویی نظام خلقت هر یک را برای انجام وظایفی متفاوت با دیگری، آفریده است .[1]

قانون آفرینش، گرمی کانون خانواده و پرورش نسل ها را بر عهده زن گذاشته به همین دلیل، سهم بیشتری از عواطف و احساسات به او داده است. در حالی که وظایف خشن و سنگین اجتماعی، بر عهده مرد است و سهم بیشتری از قدرت و دوراندیشی به او اختصاص یافته است. بنابراین اگر بخواهیم عدالت را اجرا کنیم، باید پاره ای از وظایف اجتماعی - که نیاز بیشتری به اندیشه و مقاومت و تحمل شداید دارد - بر عهده مردان و وظایفی که ظرافت، عواطف و احساسات لطیف تری را می طلبد، بر عهده زنان گذاشته شود.[2]

قرآن کریم - با توجه به اینکه لازمه عدالت، عدم تشابه بین زنان و مردان در برخی از روبناهای حقوقی است[3] - می فرماید: «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ»[4]؛ و برای زنان همانند وظایفی که بر دوش آنان است، حقوق شایسته ای قرار داده شده و مردان بر آنان برتری دارند و خداوند توانا و حکیم است.

در تفسیر مجمع البیان آمده است روزی ام سلمه یکی از همسران پیامبر(ص) به آن حضرت عرض کرد: چرا مردان به جهاد می روند و زنان جهاد نمی کنند. چرا برای ما نصف میراث آنها مقرر شده است؟ ای کاش ما هم مرد بودیم و همانند آنها به جهاد می رفتیم و موقعیت اجتماعی آنها را داشتیم! همانند این پرسش ها را دیگر زنان نیز نزد پیامبر(ص) مطرح کرده بودند[5] که این آیه نازل شد: «برتری هایی که خداوند نسبت به برخی از شما بر بعضی دیگر قرار داده را آرزو نکنید [این تفاوت های طبیعی و حقوقی برای حفظ نظام زندگی و اجتماع شما و طبق اصل عدالت است؛ با این حال ]مردان و زنان، هر کدام بهره ای از کوشش ها و تلاش ها و موقعیت خود دارند [و نباید حقوق هیچ یک پایمال گردد] و از فضل [و رحمت و برکت ] خدا درخواست کنید و خداوند به هر چیز دانا است.»[6]

ادامه مطلب: زن و مناصب اجتماعی
 
نوشته شده توسط ابراهیم قلی پور دسته: احکام
نمایش از 27 دی 1390 بازدید: 77
پرينت

تفاوت های زن و مرد در حقوق اسلاممنابع مقاله:

فصلنامه رواق اندیشه، شماره 22، فاضل، محمد(1)؛


چکیده

در شماره پیشین، نویسنده بر این نکته پای فشرد که تنها جاده همواری که زن را به سر منزل مقصود می رساند، اسلام است . اما از آنجا که عده ای این دین جهان شمول را به هتک حریم زن و تباه سازی حقوق او، منتسب می سازند، نویسنده در این قسمت قصد دارد با دلایلی متقن که مشعشع به انوار قدسیه قرآن و سنت است به اثبات عدم تبعیض و نابرابری بین زن و مرد بپردازد .

تفاوتهایی که در برخی احکام اسلام، بین زن و مرد وجود دارد، شائبه تبعیض و نابرابری را در ذهن برخی، به وجود آورده است . در این مختصر بر آنیم تا نگاهی گذرا به این تفاوتها و فلسفه آنها داشته باشیم.

در مرحله ازدواج

در مرحله ازدواج و تشکیل خانواده، به طور طبیعی تکالیف و حقوقی متوجه هر یک از زوجین می شود و تفاوت این حقوق و وظایف نیاز به توجیه مختصر و اشاره وار دارد (حتی برای مؤمنین و باورمندان، به منظور تقویت باور و ازدیاد ایمان) چند مورد را ذکر می کنیم:

1 - خواستگاری

سنت خواستگاری مرد از زن در طوایف و اقوام و ملل از قدیم الایام رایج بوده و هست و این موضوع از امور قراردادی نیست که بزرگان و اهل حل و عقد یا خردورزان و فرهیختگان در همایش و گردهمایی به آن پرداخته و این شیوه، مورد تصویب اکثر یا اتفاق حاضران قرار گرفته باشد . بلکه امری است طبیعی و فطری، نشات گرفته از سنت طالب بودن مرد و مطلوب بودن زن . از این رو، به خواستگاری زن رفتن، نشانه تحقیر و تضعیف او نیست بلکه کمال احترام و توقیر و افتخار و سرافرازی اوست که فردی شایسته و بایسته است و مورد رغبت و اشتیاق و علاقه واقع شده است .

به علاوه، این نوع خواستگاری، یک روال عادی و معمول است نه یک قانون لازم الاجرا تا با نقض کنندگان آن برخورد شود بلکه زن هم می تواند به خواستگاری مرد رود و هیچ قبح و محذور شرعی و قانونی ندارد .

2 - اذن و اجازه پدر

باید توجه داشت که وجوب این اجازه، مخصوص اولین ازدواج زن است آن هم فقط در صورتی که پدر یا جد پدری در قید حیات باشد . بر همین اساس زنانی که پدر ندارند و یا اولین ازدواجشان نباشد، می توانند بدون نیاز به اجازه کسی ازدواج کنند . به علاوه، اذن پدر به نفع و مصلحت آنان است; زیرا اطلاعات خارجی آنها مخصوصا درباره مردان معمولا کم است و از طرف دیگر، نوعا زنان نسبت به اظهار علاقه مردان، خوش باورند و از برخوردهای ابتدایی و سطحی، مطمئن می شوند ولی پس از شروع زندگی، خلاف تصوراتشان ثابت می شود و حالت پشیمانی به آنها دست می دهد اما با بینشی برخاسته از تحقیق و نظر متکی بر تفکر و تجربه پدر، ضریب اطمینان بالا می رود و اعتماد به تامین سرنوشت آینده و بنیاد خانواده بیشتر می گردد . با این توضیح، روشن می شود که اذن و اجازه پدر هیچ گونه دلیلی بر نقص و ناتوانی زن نیست . علاوه بر این، اگر ثابت شود پدر، خودخواهانه و بدون عذر عقلایی و قابل قبول، با ازدواج دخترش مخالفت می کند، اجازه و اذنش ساقط بوده و دختر می تواند مستقل از پدر و با اذن حاکم شرع اقدام به ازدواج نماید .

ادامه مطلب: تفاوت های زن و مرد در حقوق اسلام
 
نوشته شده توسط ابراهیم قلی پور دسته: احکام
نمایش از 26 دی 1390 بازدید: 83
پرينت

حقوق زن در اسلام چیست

منابع مقاله:

مجله بازتاب اندیشه در مطبوعات، شماره 57و58، موسوی بجنوردی، سید محمد؛

اطلاعات، ش 23255 23256، 19 و 26/10/83

چکیده: اسلام در قوانین خود اجازه نمی دهد مرد همسر خود را تنبیه بدنی کند و مقصود از آیه ای که در آن مردان را در صورت ترس از نشوز زن، امر به تنبیه آنان کرده است، مراجعه به حاکم و درخواست تعزیر زن است. همچنین اسلام شرایط چندهمسری را آن قدر سخت قرار داده است که شرایط آن برای مردان به ندرت پیدا می شود. اسلام ارث فرزند دختر را بدان جهت نصف پسر قرار داده است که زنان در گذشته، نان آور خانواده نبوده اند؛ اما امروزه که زنان در تأمین نفقه خانواده مشارکت دارند، نمی توان حکم آن زمان را بدون بحث و بررسی اجرا کرد.

آیا در قوانین فقهی و شرعی اسلام به مرد اجازه داده شده است که همسر خود را مورد تنبیه بدنی قرار دهد یا خیر.

شرع مقدس اسلام چنین اجازه ای به شوهر نداده است. حتی از اهانت کردن، فحش دادن، ناسزا گفتن، تحقیر کردن هم در شرع نهی شده است، چه رسد به تنبیه بدنی. اسلام برای همه افراد و روابط، ارزش قائل است؛ چه رسد به رابطه زن و شوهر که اساس یک زندگی مشترک است و باید مقرون عشق و محبت و مودت باشد.

پس معنای آیه ای که بسیاری از افراد به آن استناد می کنند، یعنی آیه «واضربوهن» چیست.

آیه این است که «اللاّتی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فی الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ»(1). اولاً، آیه در موردی است که «نشوز» ثابت شده باشد. نشوز اینجا به این معناست که همسر بخواهد شوهرش را به اعتبار مسائل جنسی اذیت کند و هدف فقط اذیت مرد باشد. در چنین موردی قرآن می گوید: اگر بخواهیم به موجود عقلانی مطلبی را تفهیم کنیم، از راه موعظه و منطق و عقل وارد می شویم؛ چون کتک و امثال اینها به حیوانات اختصاص دارد. انسان باید از همان سلاحی که خودش دارد استفاده کند. سلاح انسان اندیشه، عقل و منطق است. آیه هم می گوید اول موعظه اش کنید، بحث کنید. ببینید اصلاً مسئله چیست. چرا این برخورد را داشته است. اگر فایده نکرد، «واهجروهن». پس ابتدا انسان به اعتبار عقلانیتش و اینکه موجودی عقلانی و منطقی است، باید با برهان و منطق و عقلانیت، همسرش را نصیحت کند تا به تفاهم برسند که به نظر من هم این راه معمولاً به تفاهم منتهی می شود. اگر فایده نداشت، می گوید: «واهرجوهن» یعنی مرد از زن جدا بخوابد. این اعراض است که خیلی وقت ها به تنبه منتهی می شود و مسائل را حل می کند. البته اعراض برای یک ساعت و دو ساعت نیست؛ این کار اقلاً دو سه روز زمان می خواهد. اگر اعراض هم فایده نداشت، «واضربوهن». ضرب در اسلام به معنای «تأدیب و تعزیر» است. ما در اسلام کتک زدن نداریم. ضرب هر جا که باشد، به عنوان تعزیر است. در روایات ما هم آمده است: «التعزیر بید الحاکم»؛ یعنی رئیس دادگاه است که باید تعزیر کند و تأدیب کند. ضرب که می گوید، نه اینکه به معنی کتک باشد. ضرب بعضی وقت ها به معنی توبیخ کتبی است. بعضی وقت ها به معنای جریمه مالی است. ببینیم طرف چگونه مؤدب می شود. بسته به این است که قاضی ببیند طرف به چه چیز مؤدب می شود و همان کار را بکند.

ادامه مطلب: حقوق زن در اسلام چیست
 
نوشته شده توسط ابراهیم قلی پور دسته: احکام
نمایش از 28 آذر 1390 بازدید: 117
پرينت

نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام زمان علیه السلام واجب است و باید به جماعت خوانده شود، و در زمان ما که امام علیه السلام غایب است مستحب میاحکام نماز عید قرمان و عید فطر باشد. و احتیاط واجب آن است که آن را به جماعت نخوانند، ولی به قصد رجاء مانع ندارد.

و چنانچه ولی فقیه یا مأذون از طرف او اقامه جماعت نماید، اشکال ندارد.

وقت نماز عید قربان از اول آفتاب روز عید است تا ظهر.

مستحب است نماز عید قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند و در عید فطر مستحب است بعد از بلند شدن آفتاب افطار

کنند و زکات فطره را هم بدهند بعد از نماز عید را بخوانند.

نماز عید فطر و قربان دو رکعت است که در رکعت اول بعد از خواندن حمد و سوره باید پنج تکبیر بگوید، و بعد از هر تکبیر یک قنوت بخواند و بعداز قنوت پنجم تکبیری بگوید و به رکوع رود و دو سجده بجا آورد و برخیزد، و در رکعت دوم چهار مرتبه تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر قنوت بخواند و تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع رود و بعد از رکوع دو سجده کند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

ادامه مطلب: احکام نماز عید قربان و فطر
 
نوشته شده توسط ابراهیم قلی پور دسته: احکام
نمایش از 28 آذر 1390 بازدید: 130
پرينت

بعد از مرگ انسان می شود برای نماز و عبادت های دیگر او که در زندگی بجا نیاورده، دیگری را اجیر کنند یعنی به او مزد دهند که آنها را بجا آورد و اگر کسی بدوناحکام اجیر گرفتن برای نماز میت مزد هم آنها را انجام دهد، صحیح است .

انسان می تواند برای بعضی از کارهای مستحبی مثل زیارت قبر پیغمبر و امامان علیهم السلام ، از طرف زندگان اجیر شود، و نیز می تواند کار مستحبی را انجام دهد و ثواب آن را برای مردگان یا زندگان هدیه نماید.

کسی که برای نماز قضای میت اجیر شده باید یا مجتهد باشد یا مسایل نماز را از روی تقلید صحیح ، بداند.

اجیر باید موقع نیت، میت را معین نماید، و لازم نیست اسم او را بداند. پس اگر نیت کند از طرف کسی نماز می  خوانم

که برای او اجیر شده ام ، کافی است .

اجیر باید خود را به جای میت فرض کند و عبادت های او را قضا نماید، و اگر عملی را انجام دهد و ثواب آن را برای او  هدیه کند، کافی نیست .

باید کسی را اجیر کنند که اطمینان داشته باشند که نماز را به صورت صحیح می خواند.

کسی که دیگری را برای نمازهای میت اجیر کرده اگر بفهمد که عمل را بجا نیاورده یا باطل انجام داده باید دوباره اجیر بگیرد.

هر گاه شک کند که اجیر عمل را انجام داده یا نه، اگر چه بگوید انجام داده ام، باید دوباره اجیر بگیرد، ولی اگر شک کند که عمل او صحیح بوده یا نه، گرفتن اجیر لازم نیست .

ادامه مطلب: احکام اجیر کردن برای نماز میت
 
نوشته شده توسط ابراهیم قلی پور دسته: احکام
نمایش از 28 آذر 1390 بازدید: 156
پرينت

هر روز که می‌خواستم از خانه بروم بیرون، با پدر و مادرم سر لباس پوشیدن بحث داشتم. حجاب آقایان


پدرم می‌گفت: " آخه پسر این چه لباس هاییه که تو می‌پوشی، مگه قحطی پارچه اومده که شما جوونا این لباسای تنگ و کوتاه رو می‌پوشید؟

آخه قباحت داره، خوب و بدی گفتن، حروم و حلالی گفتن."

سر که برمی گرداندم، از آن طرف صدای مادرم می‌آمد، که با ناراحتی می‌گفت:

" شما پسرا خدا نکنه پولتون روی زمین بیفته و بخواهید آن رو از روی زمین بردارید، اونوقته که همه دل و رودتون می ریزه بیرون "

اما این دفعه دیگر از این بحث‌ها خسته شده بودم؛ در راه مدرسه، تصمیم گرفتم برای اینکه واقعاً بفهمم پوشیدن این تی‌شرت‌هایی که یک کم هم کوتاه است، از نظر شرعی اشکال دارد یا نه، بروم پیش مربی تربیتی مدرسه‌مان و این سوال را از ایشان بپرسم.

 

اگر در جایی پوشیدن لباس آستین کوتاه باعث مفسده‌ی خاص شود، اجتناب از آن واجب است. بحث دوم در مورد پوشیدن لباس‌هایی است که این روزها شما پسرها می‌پوشید و بعضاً قسمت‌های دیگر بدن مثلاً شکمتان معلوم می‌شود

 

ادامه مطلب: حجاب آقایان از نظر علمای دین
 

صفحه1 از2

<< شروع < قبلی 1 2 بعدي > پایان >>
شما اینجایید   خانهگنجینه مطالباحکام